
طنین لحظه هایی را دوست میدارم
که در آغوش صدای ناقوس کلیسایی آرام آرمیده ام
و گوسفندانی را در چرا به نظاره نشسته ام
طنین لحظه هایی را دوست میدارم
که باران میبارد
میبارد باران
طنین لحظه هایی را دوست میدارم
که هم آغوشی پیچک ودیوار و درخت را میبینم
طنین لحظه هایی را دوست میدارم
که ثانیه ای متولد میشود
طنین لحظه ای را دوست میدارم
که تو باشی ومن
من باشم وتو
طنین لحظه ای را دوست میدارم
که طنین لحظه ای باشد
ببینینم چقد خوشکل شدم
امروز بهد ۱۰ روز خاله جونم اومد پیشم
من نشناختمش
