یادش بخیر
سرسبزی دورانِ دوری که کودکی نام نهاده بودندش
دورانِ دور من- مثل حالاهای نیانده تو-
یادت باشد
زندگی تنها یکبار تکرار میشود
دوبارهِ تکرار اشتباهات زندگی را کوتاه میکند
یادت باشد تجربه کردن را بیاموزی
آن گونه که قرار است راه رفتن را بیاموزی
و یادت باشد
زندگی- حاصلجمع همین تجربه هاست
تجربه ها را به بی باوری فراموش نکن
آنها را بکار ببر
تا زندگیت را عمر بخشی به بودنی ارزشمند
من ـ از این نزدیکی نه خیلی دور
مراقب چشمهای مهربانت هستم
و دوستت دارم
آنگونه که مادرم را
وآن گونه که بهار و باران را
تو ـ ترنم دوباره دوست داشتن را در من زنده کردی
ومن کودکیت را میپرستم
آن گونه که ترا
و تو تنها دلیل پرستش خدای نا دیده ای
که به وجود تو بودنش را باور دارم
باش و شادزی کوچک مهربانم
بانوان فانوس بدست
در بیراهه شب
راه به سوی روشنی میپیمایند
