تبليغاتX
باران بهاری
هرچه هستی باش اما باش
این روزها

کاری نمیکنیم

جز آنکه این طبیعت زنده را

به روح مرده گذشتگان پیوند میزنیم

شاید به رستگاری رسیم

رستگاری -

آن وقت باوری مرده است

از باورهای گذشته

امروز را به باور گذشته پیوند میزنیم

وآن باورها حتی جرقه ای نمیزند

چه رسد به عصیانی

باورها گاهی بارورت میکنند

و گاهی پایبندت میکنند به بی باوری!

باورها و بارورها-

روزی کسی را باور میکنی - معتقدش میشوی - معتکفش

به واژه معصومیت میرسی

 

+ نوشته شده در  86/02/18ساعت 6 قبل از ظهر  توسط باران  | 

 

من کوچک بودم سايه ام کوچک بود

من قد کشيدم سايه ام قد کشيد گاهي از شما چه پنهان از من بزرگتر ميشد

حال من و سايه ام هم قد شديم

روزي انقدر من بزرگتر ميشوم که بي سايه ميروم  و سايه ام را جا ميگذارم

اين بود انشا ما در مورد بزرگ شدن نه ببخشيد در مورد سايه ام

 

+ نوشته شده در  86/02/08ساعت 6 قبل از ظهر  توسط باران  | 

 

Cursors

***java4ir.blogfa.com***

ALI MOHAJER

***java4ir.blogfa.com*** دنیای کدهای جاوا اسکریپت