تبليغاتX
باران بهاری
هرچه هستی باش اما باش

و خداییکه در این نزدیکیست .........

خدا آسمان را آفرید- خدا کهکشان وماه وستارگان و سیارات را آفرید

خدا زمین را آفرید- خشکی وآبها و کوهها را پدید آورد

خدا جنگل را آفرید – جنگل و درخت و گلها و بوته ها را آفرید

خدا آبها را آفرید – برکه ها وچشمه ها ونهرها ورودها و دریا ها واقیانوسها را آفرید

و خدا هرچه را زیبا آفرید

شب را به رنگ سیاه وسپید و قرمز آفرید

روز را به رنگ سپید وآبی ونارنجی آفرید

دریا را  به  رنگ آبی و(( بنفشآبی )) آفرید

درختان را سبز وقهوه ای آفرید

وخدا دنیا را رنگ زد با بهترین رنگها آرامترین رنگها

خدا چهار فصل را آفرید – و هر فصل رنگهای مخصوص خودش را داشت

وهر فصل از فصل دیگر زیباتر بود

خدا طبیعت را آفرید –انسان را آفرید – انسان را خلیفه خودش در زمین قرار داد

خدا انسان را برای تنهایی خودش آفرید – به اوتوان سخن گفتن داد تا با اوحرف بزند

توان شنیدن داد تا به حرفهایش گوش بسپارد

توان فکر کردن داد تا بوسیله او خودش را منتشر کند

خدا انسان را آفرید - به اوتوان دیدن داد تا طبیعتش را ببیند

توان درک کردن داد تا طبیعتش را بشناسد

و انسان آفریده شد با توان حرف زدن وشنیدن و فکر کردن

و انسان جانشین خدا بر روی زمین شد

وانسان زمین خدا را به گند کشید

آرامش طبیعتش را بر هم زد

انسان ساختمانهای زشت را آفرید

درختان زیبا را قطع کرد تا ساختمانهای زشت را  بیافریند

انسان سد ساخت ورودخانه را محصور کرد

انسان به جای درخت تیر برق کاشت

پیچ وخم رودخانه ها را ازبین برد تا پل  بزند

تمام زباله ها ساخته دست انسانند – انسان رودخانه ها را تبدیل به سیاه چاله زباله هایش کرد

انسان دود را آفرید آسمان را به دود آلود

انسان ساختمانها را افرید

انسان دیوارها را آفرید

انسان مرز را آفرید وبین مردم فاصله انداخت

انسان جنگ را آفرید –انسان انسان انسان

حیف جانشینی خدا

و چه خوب است که توانستم آفریده های خدا را از مصنوعات ساخته دست انسان تشخیص دهم

 

 

7.30 صبح قبل از کلاس کامپیوتر               

+ نوشته شده در  84/09/21ساعت 11 قبل از ظهر  توسط باران  | 

 

 

 

دیگر به گذشته فکر نمیکنم

 

      به آینده هم نمی اندیشم

 

             هم امروز برای بودنم کافیست

            12/9 /84

 

رو به خلاف آب

 

 شنا خواهم کرد

 

خواهم آمد تا سرزمین خودم

 

تا ساحل

 

این یعنی همانجا که بودم

 

 

شنای خلاف آب

 

ک حسابداری        12 /9/84

 

+ نوشته شده در  84/09/12ساعت 6 قبل از ظهر  توسط باران  | 

در بحبوحه موشک وتیر

خون وآتش

در شلیک وگلوله

در مرگ وفقر

چه خوش میدرخشند

ستارگان سیاست

 12/9/84 ک حسابداری

+ نوشته شده در  84/09/12ساعت 6 قبل از ظهر  توسط باران  | 


      در ازدحام این همه پاکی  گناه آلود
      این همه جمعیت
      این همه پیاده و سواره
      تنها منم که به تو می اندیشم
                              
+ نوشته شده در  84/09/02ساعت 10 بعد از ظهر  توسط باران  | 

 

Cursors

***java4ir.blogfa.com***

ALI MOHAJER

***java4ir.blogfa.com*** دنیای کدهای جاوا اسکریپت